فرمان روایی کن
منو عاشق اون چشمای ناز عسلیت کن
فرمان روایی کن
منو صد سال اسرو حبس اون قلب زخمیت کن
یک کاری کن زندونیت محکوم تورو هر روز ببینه
با دلم بازی کن باخت بازی به تو خوبه عاشقی اره همینه
کافیه با یک اشاره فرمان بدی کل شهرو به هم میریزه قلبم
فرماندمی تو محکومتم زندونیتم هم سربازتم من
بی چون چرا میدم قلبمو تو فقط اراده کن
در میارم این قلبو از تو سینه تو فقط اشاره کن
اخه من همش به یاد تو درگیره مغزم
فرماندمی تو به عشق تو که میزنه قلبم
نظر خود را بنویسید